الفيض الكاشاني

56

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

و البتّه سخن نگويند . و اگر كسى را ضرورت باشد كه تأخيرپذير نباشد ، از مجلس برخيزد و باك ندارد و برود و باز آيد . و اگر نتوان و البتّه در مجلس بايد گفت ، به مشورت « 1 » گويد « 2 » چنانچه مشوِّش هيچ كس نباشد و مُخلِّ به حرمت قرائت نباشد . و اگر نوعى سخن باشد كه به اين طور گزارش نپذيرد و تأخير نيز نتوان كرد تا مجلس آخر شود و بر نتوان خواست كه بيرون روند ، التماس كنند از شيخ تا كه قارى را فرمايد تا ساعتى ساكت شود و به آن مهم مشغول گردند . و باز چون فارغ شوند قرائت از سر گيرند . و اين قسم بى ضرورتى عظيم ارتكاب نبايد كرد . و مجلسِ علم را خفيف نكنند كه حرمت علم ، حرمت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم است و هر چه از اين نوع معامله كرده‌اند آن را به انابت و استغفار استدراك كنند . واللَّه هو الغفور الرّحيم . از ابوالوفاء هروى رحمه الله منقول است كه گفت : من در مجلس پادشاه قرآن مىخواندم و ايشان استماع نمىنمودند و سخن مىگفتند . پيغمبر را صلى الله عليه و آله و سلم به خواب ديدم كه رنگ مباركش متغيّر بود فرمودند : « اتَقْرَأُ الْقُرآنَ بَيْنَ يَدَىْ قَوْمٍ وَ هُمْ يَتَحَدّثُونَ وَ لايَسْتَمِعُونَ وَ انَّكَ لاتَقْرَأُ بَعْدَ هذا إِلّا ما شاءَ اللَّهُ » . « 3 » بعد از آن بيدار شدم و گنگ شده بودم ، امّا چون فرموده بود الّا ماشاءاللَّه ، اهل حديث مرا دل باز دادند كه آخر خواهد گشود . تا مدت چهار ماه در همان محل كه آن خواب ديده بودم خواب مىكردم ، باز رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم رابه خواب ديدم فرمود : « قَدْ تُبتَ ؟ » . گفتم : « نعَم يا رَسُول‌َاللَّه » . فرمود : « مَنْ تابَ ، تابَ اللَّهُ عَلَيْهِ » . بعد از آن فرمود : زبان

--> ( 1 ) . در حاشيهء ف : به مشاوره . ( 2 ) . در حاشيهء ف : بايد گفت . ( 3 ) . آيا قرآن نزد كسانى مىخوانى كه با هم گفت و گو مىكنند و گوش فرا نمىدهند . مىبايست بعد از اين‌ديگر بر آنان قرآن نخوانى تا اين كه خداى خواهد .